على محمدى خراسانى
81
شرح كفاية الأصول (فارسى)
المعنى صفة قائمة بموصوفة . . . ] « 1 » البته دوازده علامت را قبول كرده و در بقيه مناقشه كردهاند . از ميان مجموع علامات سه علامت از همه مهمتر است و مرحوم آخوند آنها را ذكر كردهاند . 1 - تبادر علامت اول از علائم حقيقت و مجاز تبادر است . در رابطهء با آن چند بحث فشرده مطرح است : بحث اول مفهوم تبادر : واژه تبادر در اصل لغت به معناى مطلق مبادرت كردن و سبقت گرفتن در امرى از امور است ولى در اصطلاح اصوليين از اين معناى عام با رعايت مناسبت به يك معناى خاصى منقول شده و آن عبارتست از انسباق و پيشى گرفتن معناى لفظ از ساير معانى و حضور آن در ذهن بيان مطلب : ذهن انسان و قوه حافظه او مركز و انبار معانى و مفاهيم بسيار از قبيل كوه ، خورشيد ، صحرا ، دريا ، شهر ، انسان و . . . مىباشد و به مرور با اين معانى آشنا شده است حال هنگامى كه مثلا لفظ اسد را مىشنود ، از ميان آنهمه معناى ذخيره شده در ذهن تنها يك معنا ، ( مثلا حيوان مفترس ) از ساير معانى جلو افتاده و در ذهن حاضر مىشود و خود را بر لفظ عرضه مىكند و ساير معانى اينگونه نيستند . قوله : من نفسه و بلاقرينه : يعنى هر تبادر و انسباقى هم نشانهء حقيقت بودن نيست تبادرى علامت حقيقت است كه از نفس لفظ و حاق كلمه و بدون كمك هيچ قرينهاى [ حتى قرينهء شهرت در كثرت استعمال و حتى مقدمات حكمت در تبادر اطلاقى و تا چه رسد به قرائن خاصه از قبيل : رأيت اسدا فى الحمام و . . . ] معنا متبادر شود و گرنه تبادر به كمك قرينه ، مخصوص حقايق نيست در مجازات هم هست و به زودى در مبحث چهارم « اقسام تبادر » خواهد آمد . قوله : بداهه : بحث دوم : دليل علامت حقيقت بوده تبادر مذكور آنست كه على الفرض
--> ( 1 ) - هداية المسترشدين ، ص 59 - 41 .